بال و پر جدید
شاید اون مرگ بود که تو چند قدمی ما قرار داشت... ۵ شنبه هم برای عمو جان فاتحه داشتیم دلم برای بابایی خیلی می سوزه... روحت شاد عمو جان جمعه باز هم یه عالمه مهمون داشتیم (کسایی که من اصلا" نمی شناختم نمی دونم یهویی این همه فک و فامیل و آشنا از کجا اومد؟) یه عالمهههههههههههههه خستگی امروز هم رفتم سرکار و بعد اونجا مدیر برامون کنفرانس گذاشت بالاخره چون فرستمین دفه بود بخشیدن و بعدم تاپیک بیخیال الان خیلی خستم نهارم فست فود مثل همیشه دلم یه تیک نپ طووووووووووووووولانی می خواد. شاد باشین پی نوشت:به خاطر مشکلات این جند روزه یه خورده زیادی ازین جا بدم اومده! این قالبه حرف نداره فقط به خاطره اینکه زود لود می شه اینجا در کنار تو این بار بدون اشک یا لبخند... همه چیز عادیه آرومه بی رنگه... همون بهتر که نه رنگ شادی باشه نه غم نه باهم بودن نه بی هم این حس آرامش خیلی بهتر از حس شوق باتو بودن یا حس زشت بی تو مردنه می فهمی؟ من این حسو دوست دارم و در کنارش تو را هم...! امروز اینجا ... آسمان من است آبی آزاد آرام و ماه من تو آرام تر از همیشه آبی تر از همیشه چشم هایت را ببند بیا رها شویم درین آسمان پاک امروز یکی از قشنگ ترین روز های رندگی منه فقط من... آخه... آخه امروز... تولدت مبارک پی نوشت:فقط همین... کلیک کن---------->for u ![]()
!
و بعدم بدو بدو تا کورس نهههه یعنی همون کلاس بعدشم یه ساعت واسه ۲۰ مین لیت باید توضیح می دادم
.
اونم تایتلی مثل سکیوریتی...
...![]()

۴ شنبه خیلی روز بدی بود
نوشته شده در 88/01/29ساعت
15:24 توسط محبوب عسل| |
الان اومدم آسمون
نوشته شده در 88/01/19ساعت
16:6 توسط محبوب عسل| |
نوشته شده در 88/01/12ساعت
11:13 توسط محبوب عسل| |


