بال و پر جدید
خوابیدی رو بال موجا کاش می شد بودم کنارت تو به دریا دل سپردی من تو ساحل چشم به راهت دنبالت دارم می گردم اما نیست از تو نشونی روزگار ما رو جدا کرد یه غروب تو نوجوونی دل من هواتو کرده کاش می شد توروببینم کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم تو که رفتی به سلامت وعده ی ما به قیامت حسرت یه لحظه دیدن واسه من شده یه عادت خاطرات تلخو، تو قلبم گذاشتی اصن بدون ِ اینکه بدونی منو تنها گذاشتی نگفتی بی تو داغون می شم ولم کردیو رفتی از اولم می دونستم تو منو دوستم نداشتی از دیدن یادگاریت دلم می گیره اگه تو نیای این دل بی تو میمره دل من تنگه برات بیا هنوز هستم عاشق اون نگات ضربان قلبت...می خوام بشم فدات می خوام بشم فــــــــــــــــــــدات! دیگه دارم می میرم بیا پیشم عزیزم از تنها بودن تو دنیا من که خیری ندیدم چه طور می خوای منو فراموش کنی؟ چه طور می خوای شمع خاطراتو خاموش کنی؟ باشه! به راهت ادامه بده به دلت بد راه نده ببینم اصن تو این مدت دلت تنگ شده می دونم نشده...می دونم نشده پی نوشت:- این ترکیبی از ترانه های0111 بود و و و همین دیگه! - می دونی می خوام این دفه که یه ستاره ی دمباله دار دیدم چشمامو ببندمو آرزو کنم که یه بار دیگه ببینمت... - الان ترانه ي مريم رو دارم گوش مي دم : نمي دونس چيزي از عشق تيكه ابر عشق نديده...خيلي اين ترانرو دوس دارم اون قد كه نمي تونم بهتون بگم...اما اوني كه دوسش داشت يه روزي مي زاره ميره آسمون دلش مي سوزه ابرارو گريه مي گيره... - باز آمد بوي ماه آب انار طبيعي (كه من عاشقشمممممممممم). - بعضي وقتا كه مي بيني مامان، بابا، آبجي يا داداشي اين قدر دوست دارن و اين قدر برات نگرانن احساس ِ ...امممم احساس ِ.......لازم نيس بگم چه احساسي به آدم دست مي ده چون حتما" تا حالا تجربه كردين.نه؟ - دلم براي خيليا تنگ شده مخصوصنه مخصوصن براي آبجي مرضيه ،متين و سحر آخه امسال من نيستم ببرمشون مدرسه ديگه دلم براي فاطمه و مريم جونم و واسه جواد و خنده هاشو سلاماش و شوخياش خيلي تنگ شده عجب روزگاريه!؟؟؟ الان حتي نمي دونم كجان چي كار مي كنن نمي دونم چرا اين چند شبه همش خوابشونو مي بينم ديگه دلم براي ياسي ومحبوبه، زهرا، فتانه، الهام ،مرجان، فرزانه،نوري ، ماني (ماندانا) ،آرزوو هانيه ومريم جونم(يادش بخير كلاساي فيزيك) تنگ شده دلم براي مدرسمون تنگ شده ديگه دلم براي ريحانه و رايحه و كيميا و دختر دايي هام مخصوصا" شفق و دنيا تنگ شده دلم واسه امامزاده تنگ شده دلم واسه قدم زدن تو خيابوناي پشت بلوار تنگ شده دلم حتي واسه خونه ي قبليمون تنگ شده و در آخر دلم براي آپاداناهم تنگ شده!چه كنم دلم از سنگ كه نيست گريه در خلوت دل ننگ كه نيست . - چند روز پيش با آبجي رفتيم خريد 4 تا عروسك خريديم وايي اين قده مامانن 2 تا هاپو يه گوزن با يه دخمل ناناز كه من اسماشونو به ترتيب خال خالي 3 ، تيري آنري، شنل قرمزي و طوطيا گذاشتم و طوطيارم از همه بيشتر دوس دارم البته نه در حده آنجيلي! اصلا" حتي يه ثانيم فك نكين كه من خجالت مي كشم اِه خوب مگه چيه كي گفته دختر 18 ساله نمي تونه عروسك بازي كنه؛تازه از خدا پنهون نيس از شما چه پنهون بعضي وقتا باهاشون بازي مي كنم حرف مي زنم و زندگي مي كنم خيلي قشنگه وقتي باهاشون دردودل مي كني زل مي زنن تو چشمات و فقط گوش ميدن فقققققط. هميشم حوصله و وقت براي تووحرفات يعني درواقع همون اراجيف ذهتنو خط خطي هاي دلت دارن. - من دارم لاي حروف و اعداد كم كم غرق ميشم راستشو بخواين اصلن درس نمي خونما خودمو توي اتاق حبس كردم كه مثلن كنكوريم بعدم يه خورده كتابارو باز مي كنم دو كلمه كه بخونم حوصلم سر مي ره...نمي دونم اين آبجي چه جوري يه بند و پشت سر هم خرخوني مي كنه !؟اما من كلن اسپيد درس خوندنم فوق العاده پايينه شده بعضي وقتا براي امتحاناي پاياني نرسيده باشم كل كتابو يه دور كامل بخونم،يه چيزي ‹ آدم براي اينكه باور كنه كنكوريه و به خودش بقبولونه كه دختر تو در حال حاضر فقطه فقطه فقط بايد درس بخوني ›بايد چي كار كنه؟باورتون مي شه مني كه الان بايد كمه كمش روزي 8 ساعت درس بخونم فقط روزي 2 يا خيلي بشه 3 ساعت درس مي خونم!!!كاش يكي به دادم مي رسيد... - يه توصيم واسه يكي كه خيلي برام عزيزه:اين قد شكلات و شيريني نخور به اون دندونات رحم كن !!!!!!!!!!!
نوشته شده در 86/07/26ساعت
11:18 توسط محبوب عسل| |


