بال و پر جدید
سربسته باش پیشانی شکسته زنهاری که از این خزان خسته می وزد چیدن محبوبه های شب را تنها به باد یاد خواهد داد... سلام به بهترین دوستای دنیا چه طورین خوشگلای من؟ منم خوبم خوووووووووووب توپ عالی!(در این جمله از صنعت مبالغه استفاده شده) آخرین روز هفتتون چه طور بود؟ما که یه عالمه مهمون داشتیم دوستای جدیدمن و آبجی به همراه خونواده هاشون تشریف آورده بودن از ساعت 9 تا 4 خونممون بودن خیلی خوش گذشت کلی زدیمو کوبیدیمو رقصیدیم تازه من از فاطمه جون خواستگاریم کردم قراره فکراشو بکنه و 1 شنبه جواب بده:دی! شب هم رفتیم خونه ی دایی جان قربون دایی بامزه ی خودم برم من خیلی دوسش دارم همیشه می ریم خونشون خیلی حال می ده همش می گیمو می خندیم خلاصه این جمعه واقعا" عالی بود. یه کمی که دقت می کنم می بینم زندگی خیلی شیرین و عالی شده اما...اما یه موضوعی هست که منو بدددددددددد جوری نگران کرده و واقعا" نمی دونم .............که...!خدا جونم فقط امیدم به توه اگه توبخوای حتما" همون به صلاحه چه می دونم؟بدجوری قاطی کردم هر چی دنبال دلیل می گردم می بینم...بی خیال!فقط خواهشا" بارم دعا کنین! شما چه می کنید با اوقات فراغت؟برنامه های سفرو که حتما" چیدین؟ما که از بس اینجا هوا گرمه نمی تونیم پامونو از خونه بزاریم بیرون به خدا تایمای کلاسامو زورکی تحمل می کنم هوای خیلی گرم شده خیلیییییییییییی! این کامی جون بیچارم از دست من روز نداره( البته لازم به ذکره که تازگیا خیلی باهاش مهربون شدما ) همش پای اینم نمی دونم اگه این کامی رو نداشتم باید چی کار می کردم ؟ واقعا" فک کنین اگه کامپیوتر رو اختراع نمی کردن چی می شد؟ خب بی خیال این عکسارو که می بینین من هم عکاسشون بودم هم دیزاینرشون لطفا" نظر بدین(تازه هر 3 تاشونم وبلاگ نویسن اگه گفتین کیان؟) اضافنوشت:دیگه حوصله شکلک نگاریو ندارم!
نوشته شده در 86/04/14ساعت
17:29 توسط محبوب عسل| |
نوشته شده در 86/04/05ساعت
8:36 توسط محبوب عسل| |

