بال و پر جدید
خوبین؟ منم بد نیستم در حال خر خونی هستم آخه امتحانام نزدیکه تا ۱۹ دی امتحان دارم خودمو قرنتینه(درسته که؟) کردم و به شدت درس می خونم الانم به قول مریم جوونمهوا دو نفرس دوستون دارم هوارتااااااااا می یام حالا اینقده نگرانم نباشین گلک ها بای بای سرما نخورین یه وقت! کودکی یادت بخیر یاد آن دوران خوب یاد آن روزی که بود اسب من یک شاخه چوب روی اسب چوبی ام می نشستم شاد شاد با دو پای کو چکم می دویدم مثل باد می نشستم در چمن پیش یاس و یاسمن شاپرک ها می شدند یار و همبازی من توی تابستان گرم می دویدم سوی آب مثل ماهی می شدم وقت بازی توی آب در زمستان های سرد روی برف کوچه ها گرم بازی می شدم در کنار بچه ها کودکی یادت بخیر یاد دنیای خیال یاد آن دوران که من می پریدم با دو بال در خیالم می شدم چون کبوتر شادمان می گشودم بال و پر در میان آسمان کودکی! با تو دلم می شد از غم ها رها پس دوباره پر بزن تا کنار من بیا کودکی ! عکس تو را می گذارم توی قاب کودکی ! شاید تو را من ببینم توی خواب کودکی ! روی لبم غنچه های خنده است شادی دوران تو توی قلبم زنده است نمی دونم برا چی یاد اون روزا افتادم واقعا" نمی دونم یادمه بچه که بودم همیشه دوست داشتم یه پسر باشم لباسای پسرونه می پوشیدم بازی های پسرونه شاید چون هم بازی های دوران کودکیم دو تا پسر بودن امین و محمد با هم دزد و پلیس بازی می کردیم فوتبال دوچرخه سواری همیشه سعی می کردم هیچی ازشون کم نداشته باشم هیچی حتی اگه زمین می افتادم گریه نمی کردم و توی دعواها تا جایی که می تونستم می زدم و همیشه دخترای لوس فامیلو مسخره می کردم ... همممممممممم چه قدر دوران کودکی زیباست نمی دونم وقتی یاد اون روزا می یفتم باید بخندم یا گریه کنم؟! چه قد ردلم می خواد به اون روزا برگردم یه باره دیگه یه باره دیگه برم لباسای بچگیمو بپوشم سوار سه چرخم بشم با محمد مسابقه بدم دلم می خواد یه باره دیگه قلعه برفی درست کنم یا برای گربه ها و گنجشکای باغ تله درست کنم دلم می خواد یه بار دیگه سر تا پا گِلی بشم و مامان بهم غر بزنه و تنبیهم کنه اما الان به محمد و امین نگاه می کنم می بینم چه قدر بزرگ شدن چه قدرم من بزرگ شدم می بینم که حالا چه قدر از هم دور شدیم چه قدر از دنیای هم دیگه بی خبریم چه قدر غرق شدیم توی تلخی های زندگی و شاید سختی ها و یا واقعیت ها که شیرینی و آسونی و خیال های کودکی از یادمون رفته یعنی واقعا" ارزشش رو داره دلم برای کودکیم خیلی تنگ شده دلم برای محبوب کوچولو و دوستای کوچولوش تنگ شده پی نوشت های صمیمی : - عشق فوتبال از کودکی در وجود من ریشه کرده - الان به دختر بودنم افتخار می کنم و هرگز حاضر نیستم که یه پسر باشم. - من هنوز نایین هستم. - اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرده و از بارون یا برفم خبری نیست فلور می گه قبل از اینکه تو بیای بارون می یومدااااااااا اما ... -من دیگه شاید تا بهمن ماه آپ نکنم واسه همینه این دفه اینقدر حرف زدم خب دیگه بای بای تا ۲ ماهه دیگه
خدا بهم رحم کنه حالا بی خیال این قالبه هیچی رو فعلا" گذاشتم.
منم که... وای مهدیه کجایی؟![]()


( قابل توجه کسایی که با ما دیدار دوستانه دارن!
)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منم به این نتیجه رسیدم که به خاطر حرارت وجود منه که بارون نمی یاد
ولی نمی دونم این حرارت چرا روی هوا تاثیر نذاشته آخه خیلی سرده
منم سرما خوردم عجیــــــــــــــــــب .![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
نوشته شده در 85/09/26ساعت
10:52 توسط محبوب عسل| |
نوشته شده در 85/09/06ساعت
8:14 توسط محبوب عسل| |


