تبليغاتX
.:محبوبه شب:.

.:محبوبه شب:.
می دونی که شدی دردو دل من؟


اما من و تو...
دور از هم مي پوسيم!!!
غمم از وحشت پوسيدن نيست...
غمم از زيستن بي تو ٬ دراين لحظه ي پر دلهره است.
ديگر از من تا خاك شدن راهي نيست ...!!!
از سر اين بام
اين صحرا ، اين دريا
پر خواهم زد ، خواهم مرد
غم تو ، اين غم شيرين را...
با خود خواهم برد...

 

 


 

+ نوشته شده در 87/05/02 17:23 توسط محبوب عسل |


 

 

اشکاتو پاک کن همسفر گاهی باید بازی رو باخت

 اما اینا یادت باشه باز میشه زندگی رو ساخت

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/04/24 11:48 توسط محبوب عسل |


ساکت و آرام

چون کتابی در مسیر باد

می خورد هر دم ورق

اما

هیچ کس او را نمی خواند

برگ ها را می دهد بر باد

می رود از یاد

...

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/04/08 18:18 توسط محبوب عسل |


 

قشنگ ترین اشتباهمون عاشقیمونه

 

 

 

+ نوشته شده در 87/04/02 10:22 توسط محبوب عسل |


 

این مطلب رو دوست عزیزم فرشته ی شیطون برام فرستاده:

 

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی. اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز. تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای. اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است

فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر. راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است...

 

+ نوشته شده در 87/03/28 11:4 توسط محبوب عسل |


 

خیلی سخت است کسی را اینطور بخواهی. این همه، هر روز.

و بدانی او هم می خواهد.

می خواست.

خیلی سخت است چهره اش را در همه ببینی و بدانی که او نیستند.

گاهی حتی خیلی سخت ست که ببینی او نیست و .... تو هستی.

و باور کنی بهتر ست که نیست. باور کنی. ...

بخواهی که باور کنی. سخت.

اما نشود.

و کافی نباشد که دیگران همه باشند ...

او که نیست، دیگران باشند و نباشند چه فرقی دارد؟

چه فرقی در سخت بودنش دارد؟  او هم می خواهد.

می خواست.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/03/23 10:31 توسط محبوب عسل |